تبليغاتX
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

یادداشت هایی در ادبیات و فلسفه



"اخلاق مداری به واقع آموزه ی چگونه خویشتن را خوشنود ساختن نیست، بلکه این است که چه گونه می توانیم خود را سزاوار خوشنودی سازیم."

ایمانوئل کانت [نقد عقل عملی]




ادامه مطلب
    دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت  23:12   مهران مرتضایی | 


دلیل، از منظری صلب، مثل مفهوم قضاوت صدق و کذب، هرگز نمی تواند به خودی خود انگیزه ای برای خواست باشد و نیز تاثیری بر اراده ندارد. اما بر برخی هیجانات و علایق تاثیر می گذارد. رابطه ی انتزاعی بین ایده ها، اوبژه های کنجکاوی اند نه قصد. و موضوعات واقعی، وقتی که نه خیرند و نه شر، وقتی که نه شوق می آفرینند و نه بیزاری، تمامن علی السویه اند، و چه شناخته شده باشند چه ناشناخته، چه به درستی درک شده باشند چه به اشتباه، نمی توانند انگیزه ای برای کنشی باشند.

  این ها گفته ی دیوید هیوم است. هفتم می تولد این مرد بزرگ است.

ادامه مطلب
    چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت  1:7   مهران مرتضایی | 

Freedom / Rich Frederickخبردار شدم که دوستانم سعید متین پور، جلیل غنی لو و نسیم خسروی آزاد شده اند- هر چند به قرار وثیقه اما باز غنیمتی است.

همت تان بلند دوستان، همت تان بلند.






    یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت  21:11   مهران مرتضایی | 

 
"دوستان, نسیم خسروی شاعر و مستندساز در حال جمع امضا برای برابری حقوق زنان جلوی تیاتر شهر دستگیر شد.
با انتشار موضوع در وبلاگ هایتان به من کمک کنید.
همسر نسیم خسروی"

این را یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 12:59 برایم کامنت گذاشتند.

نسیم خسروی من در سایه ی امن غربتم و دوستانم در آمد و شد زندان. با نسیم خسروی چند سال همکلاس بودم؛ دوره ی دانشجویی ام در دانشگاه تهران.
یخ کرد پشتم از شنیدن خبر. هنوز داستان خواندنش با ته لهجه کرمانی از غم زنان کرمان در گوشم است.
بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد


این استانزای اول از شعری با "گریه نکن" از یک شاعر سیاه پوست امریکایی است.
ترجمه اش را تقدیم می کنم به همکلاسی روزان نه چندان دورم:

گریه نکن دختر کوچک
بگذار من برایت بگریم
من تمام آن چه را که تو می خواستی انجام دهی می دانم
اما سخت است وقتی تمام دنیا علیه توست
و مردان پایینت می کشند

گریه نکن خواهر من ....
    سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت  13:54   مهران مرتضایی | 

 
اصرار جامعه ی ایرانی به ارتباط با غرب و در عین حال مقابله با آن همیشه برایم جالب بوده است. از جلال بگیر تا همین پروفسور! حمید مولانا که امریکا زندگی می کند پای ثابت بحث های ضدغربی صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. ما در خواص به فوبیایی مبتلاییم که درک واضحی از آن نداریم. در همین اندک زمان غربت نشینی ام فاصله وحشتناک آموزه هایمان با آن چه فی الواقع این جا واقع می شود، شگفت زده ام کرده. حالا مواجهه مان چه شکلی است. سی سال است به کوتاه سخن چون این دو تصویر. اولی مربوط به اول انقلاب 57 و دومی مال همین امسال ( احتمالن ).

شعارهای ما 30 سال پیش



شعارهای امروز ما



شاید توضیح لازم نداشته باشد که FREEDOM صحیح است نه FREDAM
INDEPENDENCE صحیح است نه INDEPENDCE
REPUBLIC صحیح است نه REPABLIC انشاا... که درست نوشته بودند چون کله این برادر همیشه در صحنه مانع دیدنش می شود.

اما سی سال بعد سوادمان از سطح 3000 کلمه اول به 100 کلمه نخست تنزل پیدا می کند و در یک حرکت انقلابی خفن WITH را دوبار WITEH می نویسیم تا نشان دهیم که جماعت آنگلوساکسون به هیچ جایمان نیستند.
حالا باید تحلیل گرانمان بیایند و توضیح بدهند که در این سی سال ما چه قدر پیشرفت کردیم و آزادی داشتیم و این "یورپ های از شمشیر خود بسمل فتاده" چه قدر بدبخت شده اند و آزادی واقعی نداشته اند.
    پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت  22:47   مهران مرتضایی |