"دوستان, نسیم خسروی شاعر و مستندساز در حال جمع امضا برای برابری حقوق زنان جلوی تیاتر شهر دستگیر شد.
با انتشار موضوع در وبلاگ هایتان به من کمک کنید.
همسر نسیم خسروی"
این را یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت: 12:59 برایم کامنت گذاشتند.

من در سایه ی امن غربتم و دوستانم در آمد و شد زندان. با نسیم خسروی چند سال همکلاس بودم؛ دوره ی دانشجویی ام در دانشگاه تهران.
یخ کرد پشتم از شنیدن خبر. هنوز داستان خواندنش با ته لهجه کرمانی از غم زنان کرمان در گوشم است.
بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد
این استانزای اول از شعری با "گریه نکن" از یک شاعر سیاه پوست امریکایی است.
ترجمه اش را تقدیم می کنم به همکلاسی روزان نه چندان دورم:
گریه نکن دختر کوچک
بگذار من برایت بگریم
من تمام آن چه را که تو می خواستی انجام دهی می دانم
اما سخت است وقتی تمام دنیا علیه توست
و مردان پایینت می کشند
گریه نکن خواهر من ....