جوابش به طور خلاصه از این قرار است:
۱- خرداد ماه را به دلیل لخته گی خون و انسداد رگ های پای چپ و تو بیمارستان بودم و در گیر و دار مردن و ماندن و گاهی داشتن و نداشتن پای چپ مفلوک -که علی الحساب سر جایش است فعلن- و در بیمارستان شلوار اندازه نداشتم چه برسد به اینترنت. و قرار بود تا شهریور آن جا نگهم دارند اما لامصب نمی دانم چرا نتوانستم با سهراب در مورد گل های اطلسی آن جا موافق باشم. پس:
۲- تیر ماه برای نجات جانم با وجود مخالفت دکترها با رضایت شخصی بیرون آمدم.
۳- بعد با اولین پرواز خودم را به پکن رساندم اما آن جا بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست شد و مجال دنیای مجازم نماند و در چین بودم تا
۴- مرداد به سیدنی آمدم و دو هفته است که این جا در استرالیا هستم و از قضای روزگار تا امروز هیچ کامپیوتری پیدا نکرده بودم که زبان فارسی داشته باشد.
عمری اگر باقی بود مهرماه برای عمل پایم ایران خواهم بود .

