تبليغاتX
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

یادداشت هایی در ادبیات و فلسفه

ژوزف ( ویسارینویچ جوگاشویلی) استالین دیکتاتور بزرگ شوروی در شب یلدای ۱۸۷۸ به دنیا آمد. صدها روشن فکر در زمان او کشته شدند. شب یلدای اتحاد جماهیر شوروی در زمان او بیش از سی سال به طول انجامید. تروتسکی در ۱۹۴۰ در مکزیک کشته شد، ايزاك امانويلوويچ بابل در همان سال به اتهام خیانت به شوروی و جاسوسی اعدام گردید، نیکولای گومیلف (شاعر) شوهر اول آنا آخماتووا،شاعر معروف روس، در ۱۹۲۱ اعدام شد و خود آخماتووا زیر فشار بود.
اما استالین هم بالاخره مرد. پدرم بعد اعدام صدام حسین فقط یک جمله درباره اش گفت:"دنیا را تنها به این دلیل ستایش می کنم که در بی عهدی اش وفادار است. "

از یلدا فقط قصه اش یادگار خواهند ماند. ترجمه "ترانه آخربن دیدار" اثر آنا آخماتووا را به شب یلداتان تقدیم می کنم، با آرزوی آزادی سعید متین پور،جلیل غنی لو و دیگر دوستان دربندم.


ترانه آخربن دیدار

سینه ام ناگزیر سرد می شود
اما گام هایم سبک اند
من دست کش دست چپم را به اشتباه
در دست راستم کردم.

به نظر می رسد قدم های زیادی مانده باشد،
اما می دانم که تنها سه قدم مانده!
در میان افراها و نجوای پاییز
درخواست می کنند:" با من بمیر!

مرا ابلیس فریفته است
سرنوشت، بسیار سیاه و بسیار کذب."
پاسخ می دهم:" من، هم، عزیز!
من، هم، با تو خواهم مرد..."

این یک ترانه ی آخرین دیدار است
نگاهی به قاب تاریک خانه می اندازم.
تنها شمع های اتاق خواب روشن اند
با شعله ی زرد بی تفاوت.




ادامه مطلب
    جمعه سی ام آذر 1386ساعت  15:40   مهران مرتضایی | 

در پست قبل یکی از برنده گان مسابقه "محض شوخی" "فیش میکرو فیکشن" 2007 را معرفی کردم. امشب هم که این باران سمج و هوای مرطوب تابستانی حالم را گرفته، من هم محض گرفتن حال واضعان غربی کپی رایت دو داستان برگزیده این مسابقه را که ترجمه کرده ام پست می کنم.
هیات داوران این دو اثر را "مافوق همه برنده گان" اعلام کرد.


مافوق همه برنده گان - خرده داستان
نا مشهود
ببری در درون من است. در دریاچه نردیک پرسه می زند، من در همین حوالی در حال چریدنم، به این امید که یک پری دریایی من را از اعماق ببیند و بگوید:" ببری در درون توست. من می توانم ببینمش."

مارلین سانتوسو - جاکارتا، اندونزی




مافوق همه برنده گان - رباعی
درختان سیب در آوریل
برف دانه ها از شکوفه های سیب پایین می ریزند،
یک نقاشی ژاپنی در هوای سرد بهار آویزان است.
رگبار آوریل سفید، درخشان چون گیشایی سپیدرو
از میان شاخه های خال خال دزدکی نگاه می کند.

رز دونیسی - نیوجرسی، ایالات متحده امریکا


متن اصلی در ادامه مطلب
 



ادامه مطلب
    چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت  18:27   مهران مرتضایی | 

این داستان یک میکرو فیکشن است. در طی این سال ها تعداد زیادی از این ها را ترجمه کرده ام؛ اما کم تر پیش آمد که این طور به دلم بنشیند. این داستان از برنده گان مسابقه "محض شوخی" "فیش میکرو فیکشن" در ژانویه 2007 بوده است.

The painting is by Lebanese artist Katia Traboulsi
زمان حال زن بودن

من متاسفم (تو متاسفی، آن زن متاسف است)
ما متاسفیم
شما متاسفید
ایشان خیلی خیلی خیلی متاسفند.

Berta Freistadt 


    دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت  21:43   مهران مرتضایی |