"چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. درداشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید."
این مطلب دوست خوبم بهار برایم میل کرده بود.
اول ممنون از بهار که بعد از این همه سال که ندیدمش فراموشم نکرده و دوم این را اضافه می کنم که در واقع نشانه های نوشتاری در سازوکاری عجیب به نشانه های آوایی زبان در ذهن دلالت می کنند. چیزی که این روزها زیاد می بینم ایرانیانی هستند که خوب انگلیسی را در دل می خوانند و می فهمند اما اگر از آن ها بخواهی مطلب را بلند بخوانند، نمی توانند چون در واقع واژه گان انگلیسی را در شکلی "هزوارشی" فارسی می خوانند و می فهمند. به بیان دیگر کلمات به واسطه ی حروف خوانده نمی شود بلکه در اثر کثرت مشاهده مثل یک تصویر "غیر مجزا" به مفهومی ذهنی دلالت می کنند.
توضیح: اجزای آرامی در زبان پهلوی فقط به عنوان هزوارش (ایدئوگرام) استعمال می شد ، یعنی حروف آنها تلفظ نمی شد بلکه شکل و ترکیب آنها معرف یک کلمه ی پهلوی بود و در قرائت کلمه ی معادل پهلوی آن را باید تلفظ نمود.
ابن مقفع در این باره می گوید : پارسی زبانان رسم الخط مخصوصی داشته اند که به آن زوارش گویند مثلا اگر مراد نوشتن کلمه ی «گوشت» باشد آن را به صورت bistra نویسند ولی gōšt تلفظ کنند و یا اگر منظور کلمه ی «نان» باشد lahma نویسند و نان تلفظ کنند.
(کتاب دستور زبان فارسی میانه ، دکتر ولی الله شادان ، ب. 18-19.) (واژه ی زوارش همسان با اصل کتاب است؛ خطای نوشتاری پنداشته نشود.) <منبع بلاگ پردیس>
هزوارش یا ازوارش در نوشتههای ام دبیره که ویژهٔ پهلوی بودهاست، واژهها یا بخشهایی از یک واژه گفته میشود که به زبان آرامی و به خط پهلوی نوشته میشد اما هنگام خواندن آنها برابر پارسی میانه آنها تلفظ میشد. مثلن می نوشتند "ملکا" و "شاه "می خواندند. < ویکیپدیا>

