تبليغاتX
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

یادداشت هایی در ادبیات و فلسفه

 

(خلاصه مطلب) در این چند روز حتا عزیزترین هایت هم بعد از سلام بی آن که حالت را بپرسند می پرسند "رای می دهی؟!"
طبعن استراتژی تحریم را در بسیاری موارد کارساز می دانم اما این بار نه.

تحریم کنندگان انتخابات تلاش می کنند تا با طرح دعاوی مختلف شرکت کردن در انتخابات را "بی فایده" و حتا "غیراخلاقی" نشان دهند. در غالب موارد این ادعاها در سطح بحث های کوچه و بازار باقی می ماند اما در پاره ای اوقات تحریم کنندگان با ژست های متفکرانه وارد می شوند و تظاهر می کنند که پیشنهاد ایشان برای امتناع عمومی از رای دادن رفتاری مطابق با اصول فکری متعالی و دارای پشتوانه های جدی فکری فلسفی است. این موضوع این روزها با باز انتشار مکرر مقاله ی هانا آرنت فیلسوف سیاسی یهودی تبار آلمانی در بوکمارک های اشتراکی پرطرفدار فارسی نظیر بالاترین و دنباله شکلی جدی به خود گرفت.  این سایت ها با این نقل قول که " انتخاب بین بد و بدتر «غیراخلاقی» است" تلاش می کنند رای دادن را مخالف اصول اخلاقی نشان دهند. دانشجویان سال اول فلسفه هم می دانند که چنین رفتاری "مغالطه ی توسل به مرجع" است و نمی توان به آن استناد کرد.  (کاری که دوستان تحریمی به سادگی انجام می دهند و مغلطه بودنش را به روی مبارک هم نمی آورند!) 
کجای انتخابات امروز انتخاب بین بد و بدتر است؟ مطالبات علنی اصلاح طلبی ما کی به سطح حجاب اختیاری، بازنگری قانون اساسی، تشکیک در مبانی حقوقی تایید صلاحیت کاندیداها، رفع تحدیدهای فعالیت سیاسی دانشگاهی، تلویزیون خصوصی، حق شهروندی و امثالهم رسیده بوده؟
کدام رفتار پرودومراتیک را در دنیا سراغ داریم که این مطالبات را "بد" بداند و انتخاب آن را در برابر کاندیدایی که معتقد است "مردم حال شان از شنیدن کلمه ی دموکراسی به هم می خورد" یا داعیه ی برپایی "حکومت اسلامی" به جای "جمهوری اسلامی" را دارد، انتخاب بین "بد و بدتر" بداند تا متعاقب آن بشود گزاره ی آرنت را به این اتنخابات هم تعمیم داد؟!


مزخرف دیگر این که "اگر وضع بدتر بشود بالاخره کار حاکمیت توتالیتر به نفع حاکمیتی دموکرات تمام می شود". کدام حکومت توتالیتر دنیا از فرط خرابی به حکومت دموکراتیک تبدیل شده است که ما دومی باشیم؟ با استناد به کدام تجربه یا دست کم نظریه می شود این استدلال را مدعا را پذیرفت؟ دولت کیم جونگ ایل در کره شمالی به منهدم شده است یا دولت رابرت موگابه در زیمباوه؟ شما را به خدا کم تر مزخرف بگویید. تحریم چنین انتخاباتی با چنین مطالبتاتی مسبوق به کدام سابقه در کشوری از کشورهای جهان است؟


در اروپای شرقی برای گذر از توتالیتاریسم سوسیالیستی به دموکراسی چه گزینه ای پیش روی مردم بود؟  ریچارد رزدر کتاب "DEMOCRACY AND ITS ALTERNATIVES" درباره ی گذار از توتالیتاریسم به دموکراسی می نویسد " [در کشورهای دارای حکومت توتالیتر] اولین مشکل مشهود ازسوی عرضه ی سیاسی است. این مشکل، کمبود سیاست مدارانی با تجربه ی دموکراتیک است، این کمبود با سیاست مداران باانگیزه ی آماتور و سیاست مداران بدبین عامل در نظام توتالیتر رفع می شود."  غم انگیز است، من هم می دانم. اما قواعد بازی سیاسی همین است. متاسفانه بسیاری تحریمی ها بیش تر از این که به فکر کشورمان باشند در آرزوی انتقام اند و طبیعی است چنین رفتاری را برنمی تابند. آن ها در آن چنان در آتش انتقام تنفر می سوزند که به عضو شریفان هم نیست اگر نیمی از جمعیت کشور به همان مصیبت آنان مبتلا شوند. تحریمی طلب کار من و شمایند که چرا بدهی مان را پس نمی دهیم و به خاطر آن ها اعدام نمی شویم!

نکته ی آخر، کجای این انتخابات شبیه انتخابات های گذشته است؟ کجا چنین شکافی در سطح یک رییس جمور  یک نخست وزیر، فرمانده کل سپاه پاسداران و رییس مجلس وجود داشته است؟ کجا دامنه عیان منازعات دامن رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص و رییس سابق قویه قضاییه و رییس اسبق مجلس و کلی آدم در ردیف های بالای هرم قدرت را گرفته است و کار به اظهارات تلویزیون رسیده؟ شاید تنها نمونه مشابه در این سطح ماه های نخستین بعد انقلاب و جابه جایی شاپور بختیار به جای غلام رضا ازهاری بوده باشد.
سخن به درازا کشید. دوستان من تحریم جز رفتار احساسی پایه ی دیگری ندارد. این جاخوب یا بد سرزمین ماست. به بالاترین سطح مطالبات رای دهید و یادمان باشد این آخرین خرداد ما نیست. امسال کروبی از نظر من برنامه ی خوبی دارد اما یقینن چهار سال بعد باید برنامه های بیشتری ارایه کند.
ما وارثان این خاکیم و برایش تلاش می کنیم، بگذارید آفتاب نشین ها متتظر صبح دولت شان باشند.

تمام این مطلب را می توانید این جا بخوانید