تبليغاتX
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

یادداشت هایی در ادبیات و فلسفه

 قيصر امين‌پور شاعر دستور زبان عشق

من همسفر شراب از زرد به سرخ 

من همره اضطراب از زرد به سرخ

یک روز به صبح هجرتی خواهم کرد

چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ

 

 طلیعه برایم همین آف لاین کوتاه را گذاشته بود چند دقیقه پیش:
 قیصر امین پور شاعر معاصر ایرانی و استاد دانشگاه تهران، بامداد امروز (سه شنبه ۸ آبان) در سن چهل و هشت سالگی در تهران درگذشت.

سال هاست پیوسته شعر بالا را زمزمه می کنم هر وقت دل تنگ می شوم. روزگاری که من و طلیعه هر دومان در کانون ادبی دانشگاه تهران بودیم بسیار پیش می آمد که از حضور قیصر امین پور در برنامه مان استفاده کنیم. گر چه ناخوش احوال بود آن روزها، اما غالبن لطفش شامل حالمان می شد- شاید به این خاطر که طلیعه را از خانه ی شاعران می شناخت.

به هر حال  باز بخشی از حافظه ی ادبی ما رفت.

و من چند ساعت دیگر باید خوش حال می بودم از ۳۰امین سال تولدم. حیف شد...

    سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت  11:23   مهران مرتضایی | 

 Salvador Dali ۱۱ می ۱۹۰۴ در اسپانیا کسی زاده شد که بعد ها به عنوان مشهورترین نقاش سوررئالیست، اسمش توی کتاب های تاریخ هنر مدرن حک شد. سالوادور دالی (Salvador Felipe Jacinto Dalí Domènech Marquis of Pubol) نقاش های بسیاری کشید و حتا در طراحی صحنه فیلم روانی با استاد بزرگ عالم سینما آلفرد هیچکاک کار کرد.
به نظرم به یا د ماندنی ترین اثر او تابلوی "پایداری حافظه" باشد که عمرن کسی بتواند آن را ببیند و فراموش کند. ممکن است اسم دوست دختر یا پسر خود را از یاد ببرد اما این تابلو را نه! شخصن معتقدم این مرد صاحب عقل سلیم نبوده است اما به قول پدرم "دنیا را دیوانه ها ساخته اند. آدم های عاقل هیچ کاری برای این عالم نکرده اند." پس ار این بابت حرجی بر او که هیچ بر جمیع جماعت هنرمند و دانشمند نیست.
به هر حال دیوانه ها هم می میرند و دالی هم در 23 ژانویه 1989 یک سال قبل از آن که آلمان قهرمان جام جهانی در ایتالیا شود، درگذشت.
حدیث متواتر است که دالی تحت تاثیر آثار دوره رنسانس بوده است.
نقاشی پایداری حافظه را در اینجا می ‌اورم و برخی دیگر از  آثار آن مرحوم را در ادامه مطلب.

  The Persistence of Memory

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
    شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت  21:58   مهران مرتضایی | 

 

     ادوارد مانه که بی شباهت به من در زمانی که ریش داشتم نیستادوارد مانه  (Edouard Manet) را هم باید به لیست آدم‌های مرده‌ی این وبلاگ اضافه کنم. مانه از نقاش‌های است که تا زمانی که مجبور نشده بودم تاریخ هنر یاد بگیرم فقط اسمش را بلد بودم. حالا هم توفیری زیادی نکرده! غالب اینها را از سایتهای اینترنتی برداشتم و ترجمه کردم و الا با حافظهی من - که به یمنش خاطراتم را هم دیگران به خاطرم میآورند- نمیتوانم چنین پستی حوالهی حضورم در دنیای مجازی کنم.

مانه 174 سال پیش در روز همین پست (23 ژانویهی 1832) در فرانسه به دنیا آمد. او را میتوان حلقهی واسط دورهی رئالیسم و امپرسیونیسم دانست. شاهکار و یک نقاشی است به نام ناهار در چمنزار(این نقاشی همانیست که در اینجا میبینید و برای حفظ شوونات عکس کوچک را در بلگم می گذارم. اگر بالی ۱۸ سال سن دارید میتوانید برای بزرگتر دیدنش  اینجا را کلیک کنید.)

 

 

 

مانه این ناهار را در سال1863 خورده(یا لااقل آن زمان نقاشیاش کرده).

دیگر اثر مشهور او اولمپیا ست.

 

این را سه سال زودتر کشیده بود – اما ظاهرن در طی این سالها از علاقهاش به جماعت نسوان کاسته نشدهاست-  (باز هم این لینک برای عکس بزرگتر یرای دوستان بالای ۱۸ سال.)

 

مانه از اولین کسانی ست که در قرن نوردهم زندگی مدرن را دستمایهی کارش قرار داد و نقاشانی بعدها امپرسیونست نام گرفتند زیر بال و پر او رشد کردند.( باکلود مونه اشتباه نشود که اولین امپرسیونیست بود). مانه در 30 اوریل 1883 در 50سالگی در گشت.

 

برای لینک با خطوط dial up  به مشکل مواجه نشویم باقی نقاشیهای او را در ادامهی مطلب گذاشتم.)


ادامه مطلب
    سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت  13:18   مهران مرتضایی | 

 مدونا اثر مونش

 

مدونا اثر مونش ۹۵-۱۸۹۴


ادامه مطلب
    سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت  14:1   مهران مرتضایی |