تبليغاتX
متافیزیک و حضور در دنیای مجازی - جایی برای ادبیات در منزل فلسفه، استکر و ناظرزاده

متافیزیک و حضور در دنیای مجازی

یادداشت هایی در ادبیات و فلسفه

راستش از خوندن این مقاله شگفت زده شدم. اگر بنا باشد بتوانیم از منظری بیرونی و در عین حال تحلیلی تعریفی برای ادبیات ارایه بدیم، این تعریف چی می تونه باشه؟

 واضحه که "ادبیات" در بین فلاسفه کانتینتال جایگاه خاصی داره و حضورش در آثار اگزیستانسیالیست ها (مثل سارتر و نیچه) بسیار قابل توجهه. (شاید هم برای همینه که هر وقت تمبونمون دوتا می شه و تصمیم می گیریم حرفی برای زندن در جاهای باکلاس داشته باشیم به سرعت سراغ نیچه می ریم و چند گزین گویه حفظ می کنیم برای زمان مقتضی)

و از طرف دیگه از منظر درونی هم فرمالیست ها رهیافت های خوبی در ارایه ی تعریف ادبیت یک متن دادند. اما در هر دو صورت گفته شده ادبیات از منظر بیرونی به مثابه ی یک اوبژه بررسی نمی شه. در یکی ابزاره برای بیان انضمامی و در دیگری موضوع خودش. حالا تصور کنین یکی بخواد ادبیات را از بیرون با نگاهی تحلیلی (یا به قول این بوقلمون های از فرنگ برگشته آنالیتیک ) بررسی کنه. نتیجه اش می شه مقاله ی «ادبیات چیست؟» نوشته ی دکتر رابرت استکر استاد دانشگاه میشیگان در قلب غرب وحشی، که علی ثباتی برای سایت خوب اینک فلسفه ترجمه کرده.  

اما نتیجه گیری مقاله. استکر نوشته:

"اثر w اثری ادبی‌ست اگر و تنها اگر w در رسانه‌ای زبانی تولید شده باشد، و،

1. w رمان، داستان کوتاه، قصه، نمایش‌نامه یا شعر باشد، و نوسینده‌ی w قصد آن را داشته باشد که اثر برخوردار از ارزش زیبایی‌شناسیک، شناختی و تأویل-محور باشد، و اثر با مهارت فنی کافی نوشته شده باشد تا بتوان آن قصد را درباره‌اش جدی گرفت، یا

2. w به میزانی معتنابه برخوردار از ارزش زیبایی‌شناسک، شناختی و تأویل-محور باشد، یا

3. w در دریافتی سلفِ دریافت ما از ادبیات جای گیرد و در زمانی نوشته شده باشد که دریافت سلف ما مسلط بوده باشد، یا

4. w به اثر نویسنده‌ای بزرگ تعلق داشته باشد."

یک نکته ی مهم این نتیجه گیری اینه که شرط اول یعنی تعلق به میدیای زبانی در ترکیب عطفی با سه گزاره ی ۱ و ۲ و ۳ قرار گرفته که این سه تا ترکیب فصلی دارند. به این ترتیب صدق شرط حتمی اول با صدق رست کم یکی از سه تای کذایی به ادبیت اثر می انجامه.

این نتیجه گیری به شدت من را یاد دکتر ناظرزاده ی کرمانی بزرگ می اندازد که زمانی وقتی پرسیدم "ادبیت یک اثر به چه اعتباری است؟" گفت (نقل به مضمون) :"تنها قرار می گذاریم که ما هنرمندیم و مخاطب ها، مخاطب اثر هنری. همین" . جا خوردم آن روز. جوان تر هم بودم و آرمان گراتر. اما حق با ایشان بود.

مقاله ای را که گفتم بخوانید و اگر امکانش را دارید از ناظرزاده استفاده کنید که نعمتی بود برای من که دور مانده ام حالا.