از زمانی که این وبلاگ را "متافیزیک و حضور در دنیای مجازی" نام نهادم تا به امروز بارها جست و جوگران اینترنتی در تلاش برای یافتن معنایی برای "متافیزیک" سر از این بلاگ در آورده اند و دست خالی باز گشته اند. نمی دانم چرا تا به حال به صرافت آن نیفتاده بودم که دست کم یک تعریف فرهنگ نامه ای برای آن دست و پا کنم تا گوگل کم تر ضایع شود نزد کاربران پر تعدادش. شاید دلیل آن این بود که آن روزهای آغازین وبلاگ نویسی ام بیشتر به بازی با "متافیزیک حضور" در اندیشه های دریدا علاقه داشتم و تاکید بر "هستنم" در دنیای مجازی تا سر به سر گذاشتن با متافیزیکی که در نظرم روی سر درش طوری که صاف برود توی چشمت نوشته بودند "فخلع نعلیک" که حساب دست مان بیاد که این جا کجاست و اون کیه.
امشب بالاخره فکر کردم بهتر است این پست را بنویسم. نه این که حالا آن تابلوی کذا بر سردر ملکوتش نباشد، نه. فقط وب گردی شبانه توی شرجی تابستان بود، دل مرده از هیاهوی اخبار ناگوار آوار شده روی سرم که اتفاقی مرا به صفحه ای برد که بتوانم با ترجمه اش گلی بگیرم به سر این عنوان غلط انداز وبلاگی.
این همه آفتابه و لگن برای این شام و نهار مختصر بود که در پی می آید.
متا فیزیک
-
شاخه ای از فلسفه است که به ساخت شرحی جامع از عمومی ترین خصوصیات واقعیت به مثابه ی یک کل می پردازد. پرسش درباره ی وجود و طبیعت از ذهن ها، کالبدها، خدا، فضا، زمان، علیت، وحدت، تعین، و جهان تمام مسایل متافیزیکی. از زمان افلاطون به بعد، فلاسفه ی بسیاری برای تعیین این که چه چیزهایی ( و چه تعداد از آن ها) موجودند کوشیده اند. اما کانت این بحث را مطرح می کند که این کار غیرممکن است؛ او در عوض پیشنهاد می کند که ما به ساختار کلی فکر خودمان را درباره ی جهان بپردازیم. استراوسن کارهای پیشین را متافیزیک تجدیدی و بعدی ها را تشریحی خواند.
این هم برای این که عنوان بلاگ خیلی بی صاحب نباشد آن دنیا خرکشمان کند سر پل صراط.

